همانا با هر سختی، آسانی است ...

نمیتونم در قالب کلمات بگم روزهای گذشته و این چند روز پیش روز چه روزهای سختی هستند برام، فردا و پس فردا مهمترین و سخت ترینشه، و من روزهاست برای این دو روز برنامه ریزی کردم، اگر بگم تمام یکسالی که به برنامه مهاجرت گذشت ذهنم درگیر این دو روز بوده حقیقت محضه، انقدر سطح استرسم بالا رفته که دیگه خواب و خوراک ندارم، سه روزه غذا نخوردم، دقیقا از پنجشنبه ظهر تا الان، کاش بگذره این دو روز و طبق برنامه پیش بره، فکر میکنم تحمل استرسش خارج از توانم بود ...
***
دوشب قبل خیلییی گریه کردم، ساعتها، تا نزدیکای صبح، دکتر میگفت ستاره پاشو صورتتو بشور خودتو جمع و جور کن ولی نمیتونستم، فشار عصبی که روم بود یهویی خودشو نشون داده بود، نمیتونم بگم چقدررر داغون بودم، هیچ حرفی روم  اثر نداشت، دلم آروم نمیگرفت، با خودم میگفتم اگر دیگه کلا به ایرانی ها اجازه ورود ندن چی میشه، بعد از مدتها با خدا صحبت کردم، گریان و دل شکسته خوابیدم، صبح که بیدار شدم معجزه ای در راه بود، چیزی که 6 ماه تمام انتظارش رو میکشیدم اتفاق افتاد، مطمئنم خدا تمام این روزهای سخت من رو می دید و فقط میخواست صبرم رو امتحان کنه ...
***
خدایا مرسی که انقدر از دلم خبر داری، مرسی که تو سخت ترین روزهای زندگیم یکبار دیگه معجزه ای رو برام فرستادی، این روزها منو دریاب که خسته ترینم ...
***
پست بعدی چند تا عکس میزارم بشوره ببره
نظرات 5 + ارسال نظر
تمشک سه‌شنبه 11 آذر 1399 ساعت 10:54 https://mahbubedelam.blogsky.com

سلام عزیزم
من ئقبلا میخوندم شما رو و خب ی مدت ننوشتی حالا که برگشتم دیدم با فاصله زیاد 3 تا پست گذاشتی و بعد هم که رمزی نوشتی، اگر امکانش هست و مایل بودذی رمز به من هم بده عزیزم
ممنون

چشم عزیزم

تمشک دوشنبه 19 آبان 1399 ساعت 13:24 https://mahbubedelam.blogsky.com

سلام عزیزم-من خواننده قدیمی هستم-ی مدت بود نمینوشتی-حالا که چندباری هست سر میزنم میبینم فقط رمزی مینویسی-اگر ممکن بود و صلاح دونستی به من هم رمز بده عزیزم-موفق باشی

خاموش چهارشنبه 14 آبان 1399 ساعت 05:28

من خواننده وبتون بودم از خیلی وقت پیش
اما یه چیزی میخواستم بگم . خیلیا دارن ایران زندگی میکنن و نمیتونن برن مثل شما . کسیو ندارن کمکشون کنه مثل همسر شما
اینجا دارن تلاش میکنن به زندگی کردن

اما وقتی این قدر از ایران بد میگید . حس خوبی رو به ما منتقل نمیکنه . اصلا جالب نیست . انرژی منفیه
حس اینو داریم که توی یه زندان وحشتناک داریم زندگی میکنیم و حالا شما شانس آزاد شدن به دست اوردید.


موفق باشید هر کجا خارج از ایران رفتید به خوبی زندگی کنید. .

و جمعه 28 شهریور 1399 ساعت 22:47

سلام ستاره. خوبی عزیزم؟ عشق من هفته پیش رفت. الان اونور پنجمین روز قرنطینه هست.
دوری خیلی سخته. چجوری دوری دکترو تحمل میکنی؟ چیکار باید کرد از فاصله ب قول خودش ۱۶ هزار مایلی؟سخته

آدم به دوری عادت میکنه کم کم ، صبر لازمه ی وصاله ...

شکوفه چهارشنبه 12 شهریور 1399 ساعت 13:38

سلام ستاره خانم. مندوسه روزی هست که دارم شمارومیخونم. کل ارشیوتون خوندم. چقدرسخت کوش وکمال گراهستین. متاسفانه اکثرپستاتون رمزیه. اگرامکان داره لطف میکنیدبه منم رمزبدین. اگرمایل بودین من یه عددچهارقمی میگم وبعدشمایه عدددیگه میگین وباجمع یاتفریقش من به رمزمیرسم البته اگررمزتون عددهست واگرکلمه بودمن شماره تلفن میتونم بفرستم. پیامک کنیدبرام الیته شرمنده. هرطورخودتون مایلید. ادرس اینستاتونم اگرلطف کنیدبدین ممنون میشم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد