خوابم چند روزه به هم ریخته، شبها تا دیر وقت بیدارم، روزها هم 6 صبح بیدارم، اینطوریه که همش خوابالودم، امتحانات دانشگاه شروع شده و من این ترم هم متاسفانه یک درس کابوس طور دارم، یعنی از کابوس از فراتر، مخصوصا که از اول ترم بخاطر زبان کلا هیچییی نخوندم، و طبق معمول از ریاضیات و تحلیل متنفرم، اخه این همه ریاضی خوندیم تهش کجای زندگی به کارمون اومد؟
***
پایان نامه ای که داده بودم کسی برام رو کار کنه ایراد داره، یعنی اصلا سطحش با سطح فصلهای اول که خودم کار کرده بودم فرق داره، فکر کنم بهتره خودم تمومش کنه، وسط این همه کار و مشغله اینو دیگه کجای دلم بزارم؟ چطوری تا اواسط بهمن دفاع کنم؟؟؟
***
این وسط انگشت دستم که سر زبان خوندن کیست درآورد اوضاعش وخیم شده، درد میکنه، رفتم دکتر گفت باید جراحی کنی، تا یکماه هم نمیتونی چیزی بنویسی، حالا امروز وقت یه دکتر دیگه دارم ببینم اون چی میگه، آخه این دو ماهه آخر سال خیلی دستهامو لازم دارم...
***
یک هفته هست مادر جانمو ندیدم، تا دو هفته دیگه هم نمیتونم، کاش یه کم سرم خلوت بشه ...
***
دم صبحی خواب دکتر رو دیدم، تا دیدمش پریدم تو بغلش، انقدر خوب بود آغوشش که روزمو ساخت، گاهی فکر میکنم از تمام این دنیا، فقط امنیت این آغوش برای من کافیه ...
***
میدونم حال و روز بدی داریم هممون، ولی من از همیشه نگران ترم، یه ترس مبهم و زیاد، کاش دچار جبر جغرافیایی نبودیم ...
سلام...
ممنون بابت پاسخگویی...
و ممنون تر بابت رمز
خواهش میکنم عزیز دلم
سلام ستاره بانو
درمورد کیست دستتون سوال داشتم...
این کیست کجای دستتون هست؟ نزدیک مچ هست؟
من چند وقتیه دستم یه چیزی توش در میاد و باد میکنه و دردناکه و بعد از یه مدت محو میشه... شما هم اینجوری بودید؟
عزیزم روی بند انگشت دستم بود ولی هر جایی میتونه باشه، برای منم میوند و محو میشد ولی دردناک نبود.
سلام عزیزم
اونقدر فکرم به مشکلاته که زیاد تو فضای وبلاگهای دوستان نیستم
یدفعه یادت افتادم که میخواستی بری کانادا
گفتم احوالی بپرسم
انشا الله که خوب باشی
هر چند که فکر نمیکنم هیچ ایرانی این روزها حالش خوب باشه
ترس از جنگ و مرگ و مرگ و مرگ
حالم خرابه ستاره جان
مرسی عزیز دلم، حال خودمم تعریفی نداره، منم ممکن بود تو همون هواپیما باشه، جون ما این روزها هیچ ارزشی نداره، حیف اونایی که انقدر ساده پر کشیدن ...
هوراااا
ستاره فعلا ک اوضاع آروم شد خدا رو شکر
ما هم سریع باید بکنیم بریم
آره فعلا البتهد
ستاره عزیزم میبینی خاهر ب دل آدم خون میکنن. لعنت ب جبر جغرافیا. از همه دنیا فقط آرامش میخایم و فرصت برای پیشرفت، ساده ترین نیازهای بشر.اونم نمیزارن. خدا بهمون کمک کنه ک بریم از این مملکت. یعنی میشه یه روز ب همین زودیا بیای کامنت بزاری بگی لوکیشنت کاناداست
بعد منم برات کامنت بزارم با پرچم استرالیا
پناه بر خدا. امیدوارم ک ب زودی بشه
مبشه عزیز دلم، برای خدا کاری نداره، یه هفته میخواستم خوش باشم با عشقم که اینطوری شد
ممنون بابت رمز.
و کلییی اتفاق های خوووب و قشنگ برات بیفته.
ان شالله انگشتت نیاز به جراحی نداشته باشه و به همه کارات برسی.
خواهش میکنم عزیزم، آمین
عزیزم انشاله همه چیز مثل تا کنون که خوب پیش رفته بخوبی و خوشی پیش میره
بیخیال انگشتت نباش که تا رفتن حل کنی ماجراشو
امتحان هم سخت نگیر حتما عالی میشه
مرسی عزیز دلم، من سخت نمیگیرم، استاد سخت میگیره
خسته نباشید. ممنون از رمز و انشاالله همه چی مرتب بشه به زودی
مرسی عزیز دلم
امیدوارم مشکل انگشتتون چیز خاصی نباشه


کارهاتونم به زووودی زووود میافته رو غلتک
کافیه اراده کنید راحت میتونید دفاع کنید
مهم فصل سه و چهار پایان نامه اس که بیشترش شما انجام دادین
مرسی عزیزم، آمین
انشاله که همه کارهات را خیلی زود انجام میدی و انگشتت هم بدون نیاز به جراحی خوب میشه
برات کلی انرژی مثبت میفرستم که خیلی کار داری...
مرسی عزیز دلم، آمین
متاسفانه هم جبر تاریخی داریم و هم جبر جغرافیایی
در بدترین زمان ممکن توی بدترین جای ممکن هستیم
واقعا اه، تف تو این ...
ببخشید خیلی عصبانیم، یعنی از دهنم هر چی درمیاد میگم ...