وقتی دلم برای خودم تنگ میشه دست خودمو میگیرم میبرمش پیاده روی و خرید، براش بستنی میخرم، راه میرم و از دیدن هیاهوی خریداران لذت میبرم،
برای خودم خرید میکنم، چیزهایی رو که دوست دارم کسی برام هدیه بخره میخرم، خوشحال و خرامان و قدم زنان میرم خونه،سر راه میرم شیرینی فروشی محبوبم و نون خامه ای میخرم،هوا تاریک تاریک شده ولی اصلا عجله ای برای رفتن به خونه ندارم، وقتی میرسم از چای و نون خامه ای لذت میبرم، دوش میگیرم و تاپ و دامن جدیدی رو که خریدم میپوشم و میشینم جلوی تلویزیون، روز فوق العاده ای بود، خبر خوبی بهم رسید و من اینگونه این خوشحالی رو جشن گرفتم...