بی اونکه بفهمم سالها پیر شدم، فقط تو همین زمان کوتاه ...

***

امروز انقدر ذهنم درگیر یه کاری بود خریدهامو تو فروشگاه جا گذاشتم اومدم خونه لباسهامم عوض کرد، اومدم شام بخورم که دیدم نیستن، بچه ها من یه تصمیمی گرفتم که ده روزی بشدت درگیرم میکنه، سر همینم خیلی اوضاع روحیم متشنج شده، مربوط به رفتنمه، برام خیلی دعا کنید...

***

خدایا تو نبودی من چکار میکردم این روزا؟ اونیکه توان این همه سختی رو بهم داد تو بودی و دوستای خوبم که مثل کوه پشتم بودن،خدایا مرسی...

نظرات 5 + ارسال نظر
مطهره شنبه 30 آذر 1398 ساعت 13:21

شما الحمدلله همه ی چالشهای زندگیتو (درسته سختی داشت)پشت سر گذاشتی...انشالله این دفعه هم همهچیز به خیر وخوبی پیش بره براتون

عزیزمی مطهره جان، با دعای خیر شما حتما براحتی پشت سر میزارمشون

وینا دوشنبه 25 آذر 1398 ساعت 20:50

هر چه خیره برات پیش بیاد

مرسی، آمین

غ ز ل چهارشنبه 20 آذر 1398 ساعت 15:12 https://life-time.blogsky.com/

ان شالله همه چیز عالی پیش بره

مرسی عزیز دلم

الی چهارشنبه 20 آذر 1398 ساعت 09:58 http://elhamsculptor.blogsky.com/

رفتن تصمیم بزرگیه و سخت
قطعا چالشهایی هم به همرا داره، ولی حتما از پسش بر میای

برمیام، فقط پیر میشم قبلش حتما

و چهارشنبه 20 آذر 1398 ساعت 08:52

ستاره قوی برات بهترین ها رو آرزو میکنم. قویتر از قبل برو اونور و خوشبختر از همیشه باش.ایشالا صدام برسه به عرش خدا.آمین

نمیدونم کی هستی که انقدر برام آرزوهای قشنگ میکنی، ولی با وجود دوست خوبی مثل تو حتما موفق میشم ، مرسی

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد