TOEFL

و اما زبان، این پست رو میزارم چون میدونم خیلی ها مثل خودم بزرگترین سدشون  و احتمالا بزرگترین ترسشون برای مهاجرت زبانه،

من از بچگی تا حدودا 22 سالگی کلاس زبان کیش و سفیر میرفتم، البته پراکنده، چون هربار میرفتم تو کلاس همه چیز رو بلد بودم و احساس میکردم سطحم از کلاس بالاتره و کلافه میشدم، دلیلش رو بعدها فهمیدم، کیش و سفیر و خیلی کلاسهای دیگه (حتی یکی دو جا که اخیرا برای آیلتس رفتم) تنها روش ارزیابیشون مصاحبه شفاهی هست، و من همیشه بزرگترین نقطه ضعفم تو زبان همین صحبت کردن بود، مخصوصا جلوی کسی میخواستم صحبت کنم خیلی هول میکردم، بخاطر همین سطحم پایین تر از اون چیزی که واقعا بودم ارزیابی میشد، بعد از 22 سالگی دیگه کلاس نرفتم و  8 سال بطور کاملا تخصصی کار ترجمه انجام میدادم (کتابها و متن های آکادمیک، همون چیزی که تو تافل و آیلتس باهاش درگیر خواهید بود) و دو تا کتاب هم ترجمه و چاپ کردم، سریال هم خیلی میدیدم و تقریبا شبکه های فارسی رو از زندگیم حذف کرده بودم، ولی خب اسپیک همچنان نقطه ضعفم بود، بخاطر همین وقتی تصمیم گرفتم برای زبان بخونم تافل رو انتخاب کردم چون موقع آزمون آدم نمیشینه روبروتون که هول کنید و صداتون توسط کامپیوتر ضبط میشه، برای کلاس امیربهادر که از قدیمی های تافل تو تهران هست رو انتخاب کردم (تو اینترنت سرچ کنید آدرس سایتشون هست)،  آزمون ورودیش کامپیوتری هست و مصاحبه ای در کار نیست، البته آزمونش 4 ساعته (یک آزمون ماک تافله) و باید حداقل نمره 60 کسب بشه تا بتونید تو کلاس تافلشون ثبت نام کنید (اگر نمرتون پایین تر بشه باید برید دوره های آمادگی قبل از تافل که دو تا 3 ماه هستش و نمیتونید مستقیم برید کلاس اصلی تافل) ، در نهایت آزمون رو قبول شدم ولی مسلما اگر به عقب برگردم کلاس گروهی رو انتخاب نمیکنم، فقط خصوصی، البته اگر مثل من عجله دارید و میخواید تو یه تایم کوتاه نتیجه بگیرید...

***

در نهایت وسطهای ترم بودم (کلا دوره اش یکماه و نیم بود) که دیدم تو این کلاس 20 نفره نمیشه خوب ریز شد تو اسپیک و رایت، گشتم دنبال معلم خصوصی و یه خانمی رو پیدا کردم که باهاش خیلی راحت بودم و کارش رو دوست داشتم، هر هفته شنبه ها 4 ساعت میومد خونه باهام کار میکرد، البته فقط اسپیک و رایت، چون تو اون دو مورد دیگه خودم خوب بودم، روزای اول وقتی صدامو ضبط میکردم که براش بفرستم تصحیح کنه خدا میدونه چقدر ماشینی و بی احساس صحبت میکردم، اما بعد از یه مدت کوتاه آدم انقدر پیشرفت میکنه که خودش هم صدای خودشون گوش میده باورش نمیشه، تلویزیون و آهنگ ایرانی رو ممنوع کردم، تو تایم استراحت هم از روز اول سریال بیگ بنگ تئوری  رو انتخاب کردم که هم خنده دار باشه یه کم حال و هوام عوض بشه، هم زبانم تقویت بشه، شبها قبل خواب تد میدیدم، تا وقتی چشمهام گرم میشد و قطعش میکردم، کم کم خوابهام کلا انگلیسی شد، بعد از دو ماه به خودم اومدم دیدم تمام ترسهام تموم شده، دیدم حتی راحت میتونم به انگلیسی فکر کنم، واقعیت اینه من پایان ماه دوم کاملا آماده بودم، نتیجه آزمون آزمایشی هم همینو میگفت، اما چون از قبل امتحان رو ثبت نام کرده بودم و برای تغییر تاریخ باید حدود 800 تومن میدادم منصرف شدم و با خودم گفتم یکماه بیشتر میخونم 10 نمره میرم بالاتر ، که این بزرگترین اشتباهم بود چون اینطوری به مشکل قطعی اینترنت نمیخوردم...

***

از هر شهری که هستید، یا حتی هر کشوری، اکیدا پیشنهاد میکنم برای خوندن تافل عضو گروه پرگار بشید (PargarTOEFLgp)، تمام راهنماهای خودخوان رو داره، ضمنا چون تافل بر خلاف آیلتس اینترنت بیس هست جزوه ها همه الکترونیکی هستن و حتی یک کتاب هم لازم نیست بخرید (البته من چند تایی خریدم چون دوست داشتم روشون نت بنویسم و اینکه خیلی چشم درد میگرفتم با لپ تاپ)، تافل یکی از استانداردترین آزمون هایی هست که دیدم (برخلاف کنکور) و این یعنی اگر خوب بخونید و سرجلسه استرس نداشته باشید مسلما نتیجه میگیرید، زمان تقریبی هم برای آمادگی کسیکه سطحش نسبتا خوبه 6 ماهه، اگر تایپتون تنده و مهارت لیسنینگتون بالاست و کشور مقصد امریکا یا کانادا تافل بهترین گزینه هست، اما برای اروپا و کسائیکه تایپشون کنده یا لیسنینگشون خوب نیست معمولا جواب نمیده، اینم بگم اکثر بچه هایی که تافل میدن مثل خود من بشدت اهل سریال هستن (سریال های زبان اصلی بدون زیرنویس فارسی) چون سریال خیلی رو مهارت لیسنینگ اثر میزاره و خودبخود بعد از یه مدت لیسنینگتون خوب میشه، من سعی کردم همه چیز رو بگم، ولی واقعا اطلاعات خیلی بهتر و کاملتر تو همین کانال هست...

***

بچه ها میخوام یه اعتراف کنم، نترسیدها ولی دوست دارم باهاتون صادق باشم، با اینکه زبانم همیشه خوب بود و عاشق این بودم زبانمو بهتر کنم، با اینکه واسه نمره خوب گرفتن یک دنیا انگیزه داشتم، با اینکه تو زندگیم بارها کنکور دادم و حتی برای مقطع ارشد قبلیم 9 ماه شبانه روز میخوندم ، با اینکه سرکار نمیرفتم و صبح تا شب تو خونه تنها بودم و تو آرامش مطلق درس میخوندم، با اینکه یه استاد داشتم و یه پارتنر زبان و کلی دوست خوب که مثل کوه پشتم بودن و نمیزاشتن آب تو دلم تکون بخوره،  ولی بنظرم سخت ترین امتحان زندگیم و بهتره بگن سخت ترین روزهای زندگیم این سه ماه بود، زبان بزرگترین ترس زندگی من بود و خوشحالم که بالاخره فرصتی پیش اومد تا به این ترس غلبه کنم، سخت هست ولی شدنی و نتیجه اش بی نهایت شیرین، من سعی کردم هر چی لازم هست بگم ولی بازم اگر در خصوص زبان سوال داشتید تو همین پست بزارید و قول میدم هر چه میدونم دریغ نکنم 


نظرات 5 + ارسال نظر
مطهره شنبه 30 آذر 1398 ساعت 12:48

ممنونم که اطلاعاتتو دراختیارمون گذاشتی مهربون خوش قلب....
انشالله خوبی ها وخوشی ها پشت سر هم ردیف بشن برات عزیزم...

مرسی عزیزدلم، کاری نکردم که

اعظم 46 سه‌شنبه 19 آذر 1398 ساعت 00:33

آفرین مرحبا

محدثه دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت 11:48

خیلی جالب بود ‌فقط میتونم بگم خوش به حالت

چرا آخه؟؟

غ ز ل دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت 10:41

ممنون ستاره جون از توضیحات کاملت
من که فعلا قصد رفتن نیستم اما خیلی دلم میخواد زبانم رو اوکی کنم چون شاید چند سال دیگه نظرمون عوض شد
لاقل اون موقع این همه فشار نباشه
کم کم خونده باشم لاقل

فربونت عزیزم، یکسال خیلی زمان زیادیه، فرسودگی میاره و نتیجه عکس میده، سعی کن ۶ ماهه جمعش کنی و ۱۰۰ خیلی نمره سختیه، اختلاف کسیکه ۹۰ میشه با کسیکه ۱۰۰ میشه خیلیله اکثر جاها ۹۰ به بالا اکی هستن، ولی ایشالا ۱۰۰ میشی

و دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت 08:18

مرسی ستاره عزیز و مهرباااان. اطلاعاتت عالی بود.دم شما گرم
من سطحم متوسطه و تقریبا یه سال وقت دارم. بنظرت نزدیکای ۱۰۰ شدنیه برام؟

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد