X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

چی شده؟

این همه دوست داشتن رو کجای دلم بزارم آخه؟ چقدر عجیبن آدمها، حالا که جدا شدم فکر میکنن میتونن به من ابزار علاقه کنن و من هم ...

اما نه، تصمیمی برای سهل الوصول بودن خودم ندارم، امید، مهندس و البته همسر آدمهایی هستن که خیلی دوست دارن از این آب گل آلود ماهی بگیرن، البته این برداشت من هستا، شایدم واقعا اینطور نباشه، همسر که خیلی مستقیم بهم گفت دوست داره با من باشه! گفتم دیگه خواب منم نخواهی دید،  فکر کردی خیلی زرنگی؟ مهرمو بخشیدم جدا شدم که باز دوباره با تو باشم، اگر میخواستم باهات باشم که همسرت میموندم، نه اینکه این همه خانوادمو عذاب بدم و باز دوباره با تو باشم،

دیروز هم تو اداره معده درد شدید گرفتم، فکر کنم بخاطر روزه بود، نمیتونستم رو صندلی صاف بشینم از شدت درد، ناچارا رفتم تو اتاق همسر (تو اتاقش یه مکان سری و  مخفی برای خواب داره) و اونجا یه کم دراز کشیدم تا بهتر بشم، بعد  این اس ام اس رو از ایشون دریافت کردم:

امروز تو اداره که دیدمش بهش گفتم مگه نمیدونی من شبا گوشیمو آفلاین میکنم که اس ام اس زدی؟ گفت چرا ولی خیلی نگرانت بودم گفتم شاید بیدار باشی! (اس ام اس رو نصفه شب که گوشیمو روشن کردم دیدم)، من نخوام کسی بهم توجه کنه باید کی رو ببینم؟

چطوری باید بگم فقط و فقط توجه او برام مهمه! حالا خوبه هنوز هیچ کس از اقوام و همکارام نمیدونن جدا شدن و قرار هم نیست فعلا بدونن، از دوستانم هم فقط پروانه، مهندس، او و امید از ماجرا خبر دارن، خدا کنه همین چند نفر پشیمونم نکنن از گفتن...


***


این همون پاهایی هست که روزی هزار بار قربون صدقه اش میرم، فقط نمیدونم اون دستبندش رو کجای دلم بزارم آخه

[ دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 ] [ 16:06 ] [ ستاره ] [ نظرات (2) ]